تبلیغات
سرزمین اهورایی - مطالب ابر طاهریان

 
پرسمان
دیدگاه شما نسبت به عملکرد این تارنما چیست؟





جستجوگر تارنما
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
آمار تارنما
تمام نوشتارها : عدد
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل بازدیدها : نفر
آخرین بازدید :

PageRank Checking Icon

حکومت طاهریان

tahirid_dynasty_821_-_873_ad.png

مقدمه:

« وقتی آخرین مقاومت های مسلحانه ضد خلیفه ، در شورش های بابک و مازیاز سرکوب شد، ایران که یک دوران دویست ساله مقاومت را بدون وقفه و تقریباً بدون نتیجه گذارنده بود ، در وضعی بود که نظارت مستقیم بغداد بر آن تقریبا غیر ممکن بود.* عراق و شام و فلسطین و مصر که از آغاز فتوح اسلامی ، عنصر عرب و زبان عربی در آنها غلبه پیدا کرده بود به وسیله عمال و حکام  وفادار و مورد اعتماد خلیفه که غالباً با سرزمین های تحت حاکمیت خویش پیوندهای دیرینه هم داشتند، اداره می شد و اگر در آن نواحی گه گاه شورشی روی می داد، از نوع شورش های مذهبی بود که به وسیله رؤساء خوارج یا شیعه رهبری می گشت و جنبه  ضد عربی یا مقاومت ملی در مقابل حاکمیت اسلامی نداشت. اما در ایران ، در سرزمین های دور از دسترس مداخله مستقیم خلافت مخصوصاً خراسان و نواحی شرقی و شمالی آن ، ازهمان آغاز در مقابل  روند عربی شدن و حتی اسلامی شدن مقاومت هایی اظهار شد که گاه به شورش های طولانی منجر گردید و حکام عرب هم ،  در آن نواحی با مردم بومی – اهل ذمه و موالی – برخوردهایی خشونت بارتر و تحمل ناپذیرتر داشتند.

در طی این دو قرن پرحادثه، خراسان  حکومت لااقل چهل امیر عرب را در توالی حوادث تحمل کرد[1]. تختگاه این امیران غالباً بین مرو ، بلخ ، هرات ، طوس ، جرجان و نیشابور تغییر می یافت و ولایات ماوارءالنهر ازجمله بخارا  و سمرقند را هم شامل می شد. بعضی ازین امراء عرب از تاخت و تازهایی که درین نواحی کردند غنیمت ها – ازمال و ملک و برده – حاصل کردند و بد ینگونه فرمانروایی خراسان سرکردگان طوایف عرب را همواره به طمع کسب غنایم می انداخت و به اعمال خشونت وسوسه می کرد. علاوه بر آن، خراسان طی سالها عرصه تاخت و تاز خوارج بود که از آنجمله قیام حمزه خارجی آن را به شدت ناامن کرد، و برای رفع آن خلیفه خود به خراسان آمد و از نزدیک به این حقیقت پی برد که نظارت مستقیم بغداد در امور خراسان خالی از دشواری نیست و آن نواحی را جز با  " حکام مستقل " – و به شیوه حکومت خاندانی – نمی توان اداره کرد.* وجود و دوام فرمانروایان کوچک بومی هم که در جای جای این سرزمین حکومت خاندانی خود را با اظهار تابعیت به والی خراسان یا شخص خلیفه حفظ کرده بودند ، اشاره یی به این معنی داشت که واگذاری این ولایت به یک خاندان تابع و مورد اعتماد خلیفه ، بغداد را از تعهد مسوؤ لیت های سنگین فراوان، آزاد و بی نیاز خواهد کرد. و این تجربه یی بود که مأمون در مدت اقامت در خراسان به آن برخورد و آن را ، درپایان امارت غسّان بن عیاد ، تنها وسیله آسودگی خاطریافت. »[2]

طاهریان (206-259)

از آنجا که « مأمون مادرش خراسانی و خودش شیعی گونه و نیمه ایرانی بود و خلافتش را مدیون سپاه خراسان ، خاصه مرهون سعی و جلادت یک سردار خراسانی از موالی خزاعه که از عهد ابومسلم دعوت عباسی را پذیرفته بودند به نام " طاهربن الحسین " بود »[3]، « در شوال 205 ظاهراً به پاس خدمات طاهر و باطناً گویا برای دور کردن او از بغداد و کوتاه ساختن دست استیلایش از امور خلافت ، او را به حکومت خراسان فرستاد. مخصوصاً چون طاهر امین را کشته بود ، خلیفه با این حرکت قاتل برادر را از پیش چشم خود دور کرد و طاهر نیز چون از خلیفه بیم داشت این مأموریت را به میل پذیرفت.»[4]

اسامی امرای طاهری و زمان امارت هریک

ا- طاهربن حسین بن مصعب                     206- 207

2- طلحة بن طاهر                                  207- 213

3- عبدالله بن طاهر                                 213-230

4- طاهربن عبدالله                                  230 - 248

5- محمدبن طاهر                                    248 - 259

 در نوشتارهای بعدی به بیان حال هریک از این امرا می پردازیم




دسته بندی: طاهریان،
برچسب ها: طاهریان، ایران پس از اسلام، اولین حکومت مستقل ایرانی،
تعداد بازدید:
1391/04/8 | نگارنده: آراد | این نوشته را به اشتراک بگذارید
درباره تارنما

به نام ایزد پاك
این تارنما یكی ازهزاران تارنماهایی است كه در راه زنده كردن فرهنگ و تمدن با شكوه ایران و ایرانی گام برمیدارد.فرهنگ و تمدنی كه امروزه دیگر از آن هیچ نام و نشانی باقی نمانده و حتی خود ما هم آنرا به تاریخ سپرده ایم.
امید است که شما دوستان گرامی با بیان دیدگاه های سازنده خود مرا در بهبود هرچه بیشتر این تارنما یاری کنید.

( با سپاس )
از ما پشتیبانی کنید