تبلیغات
سرزمین اهورایی - مطالب ساسانیان

 
پرسمان
دیدگاه شما نسبت به عملکرد این تارنما چیست؟





جستجوگر تارنما
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
آمار تارنما
تمام نوشتارها : عدد
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل بازدیدها : نفر
آخرین بازدید :

PageRank Checking Icon

جامعه ساسانی در سطح وسیعی یک جامعه طبقاتی است. [۲۰] . پس از شاهنشاه طبقه بالای اجتماع شامل اشراف و نجیب زادگانی بودند که برتری خاندان ساسان را به عنوان خاندان شاهی به رسمیت می‌شناختند [۲۱] بررسی منابع نوشتاری دوران ساسانی بویژه متون حقوقی و قانونی و حتی شواهد مادی مانند هنرهای تصویری نشان می‌دهد که« جامعه ساسانی اجتماعی دودمانی است»[۲۲] که بر اساس نظام پدرتباری سازماندهی شده‌است.در سیستمهای پدر تبار« مسن ترین مرد خانواده معمولا با اقتدار بر این گونه خانواده فرمان می‌راند و مهمترین تصمیم‌ها را می‌گیرد. خانواده شوهر(در مورد ازدواج اعضای زن خانواده ) معمولا خانواده مسلط است» [۲۳]. «خانواده بخشی از واحدهای پدری بزرگتری محسوب می‌شد که با واژه‌های تخم، ناف و گوهر شناخته می‌شدو ممکن بود ابعاد و اندازه‌های گونان داشته باشد»[۲۴].

نظام پدرتباری برپایه ساختار جنسیتی جامعه استوار است .«نظام جنسیت می‌تواند به منزله یک اصل مرکزی در ایجاد تمایزات اجتماعی عمل کند»[۲۵]. “تفاوتهای مبتنی برجنسیت یک جنبه مهم و قابل توجه از پیچیدگی اجتماعی جوامع را شکل می‌دهند”[۲۶]. در ایران عصر ساسانی داشتن جنسیت مذکر به خودی خود یک امتیاز محسوب می‌شود و مردان بر زنان برتری دارند.[۲۷] نظام پدرتباری تمام ابعاد اجتماعی و سیاسی جامعه ساسانی را تحت تاثیر قرار می‌دهد و بصورت یک اصل سازماندهی کننده عمل می‌کند. بازتاب این نظام در مواردی مانند حق ارث، جانشینی، قیمومیت و سرپرستی خانواده. [۲۸]. نام گذاری و ثبت اسناد و حتی نوشته سنگ قبرها[۲۹]، ازدواج(اعم از ازدواج مجدد یا چند همسری) و مشارکت اجتماعی و امکان دستیابی به فرصتهای پیشرفت یا کسب قدرت سیاسی نمود می‌یابد. مشارکت محدود زنان در امور سیاسی (تنها در نبود کاندیدای مرد) و بازنمایی محدود زنان در مواد فرهنگی این دوران(بویژه هنرهای تصویری که آشکارا ماهیتی سیاسی دارند و مریوط به خاندان حاکم می‌باشند)

ادبیات ساسانی

نگاشته‌ها و نوشته‌هایی که از روزگار ساسانیان برجای مانده، تنها به زبان پارسی میانه که از دیرباز زبان پهلوی خوانده شده، نیست. به زبان‌های پارتی یا زبان پهلوانیک و زبان سغدی و زبان خوارزمی وزبان ختنی و زبان طخاری نیز آثاری برجا مانده است

سکه‌های ساسانی

سکه‌های ساسانی از طلا و نقره و مس بود. سکه‌های نقره را زوزن می‌گفتند. تاریخ سکه‌ها مشخص سالهای سلطنت ساسانی است. خط و زبان سکه‌ها، پهلوی ساسانی می‌باشد




دسته بندی: ساسانیان،
برچسب ها: ساسانیان،
نوشتارهای درپیوند: ساسانیان،
تعداد بازدید:
1391/01/21 | نگارنده: آراد | این نوشته را به اشتراک بگذارید

ساسانیان در شاهنامه

پادشاهان ساسانی در شاهنامه از قرار زیرند:

۱.اردشیر بابکان،۲.شاپور پسر اردشیر،۳.اورمزدِ شاپور ۴.بهرامِ اورمزد، ۵.بهرام بهرام، ۶.بهرام بهرامیان، ۷.نرسی بهرام،۸.اورمزد نرسی، ۹.شاپور ذوالاکتاف، ۱۰.اردشیر نکوکار، ۱۱.شاپور پسر شاپور، ۱۲.بهرام شاپور، ۱۳.یزدگرد شاپور، ۱۴.بهرام گور، ۱۵.یزدگرد پسر بهرام گور، ۱۶.هرمز، ۱۷.پیروز یزدگرد، ۱۸.بلاش پیروز، ۱۹.قباد، ۲۰.نوشین‌روان، ۲۱.هرمزد، ۲۲.خسرو پرویز، ۲۳.شیرویه، ۲۴.اردشیرِ شیروی، ۲۵.فرآیین(گراز)، ۲۶.پوران‌دخت، ۲۷.آزرم‌دخت، ۲۸.فرخ‌زاد، ۲۹.یزدگرد

پادشاهان ساسانی

اردشیربابکان یا اردشیر اوّل( ۲۲۶ تا ۲۴۰ میلادی)

در زمان پادشاهی اردوان پنجم، اردشیر به پادشاهی گوچیهر رسید . او مایل بود شاه کلّ ایران باشد بنابراین شورش کرد و اردوان پنجم (اشک بیست و نهم) در صحنه نبرد کشته شد (۲۲۴ میلادی). بدین ترتیب سلطنت ایران در کف اردشیر بابکان قرار گرفت .

اردشیر بابکان به تلافی شکست هایی که اشکانیان در اواخر حکومتشان از رومیان می‌خوردند به روم که در این زمان تراژان امپراتورشان بود لشکر کشید. او رومیان را شکست داد و نصیبین، حران و ارمنستان را تصرف کرد.

به طور کلی کارهای ارد شیر بابکان در چهار بخش عمده زیر خلاصه می‌شود:

  1. تقسیم مردم به طبقات مختلف و تعیین حداقل معیشت و امکانات
  2. احیای سپاه جاویدان مانند هخامنشیان
  3. توجّه ویژه به امنیت عمومی توسّط مامورانی که از مرکز به نقاط مختلف فرستاده می‌شدند
  4. تصرف هند تا پنجاب

شاپور اول (۲۴۰ تا ۲۷۲ میلادی)

شاپور اوّل پسر اردشیر بابکان در آغاز سلطنت با طغیان حران و ارمنستان مواجه شد او به راحتی شورش ارمنستان را خواباند امّا مردم حران چنان مقاومتی از خود نشان دادند که سرکوب آن غیر ممکن می‌نمود. سر انجام باخیانت شاهزادهٔ حران دروازه باز و شاپور همه را از جمله شاهزاده از دم تیغ گذراند. او پس از فتح حران شهرهای کرمان، خوزستان، عمان، مکران، غرب، خراسان و توران را فتح کند.

نخستین جنگ شاپور با رومیان (از ۲۴۱ تا ۲۴۴ میلادی)

پس از این فتوحات، شاپور متوجه روم شده و با آنان وارد جنگ شد. در نخستین نبرد پس از تصرّف انطاکیه و نصیبین از گردین شکست خورد و نصیبین از دست او رفت. گردین توسّط سردارانش کشته شد و پس از او فیلیپ عرب به پادشاهی رسید. او مصالحه‌ای با ایران امضا کرد که در آن بین النهرین و ارمنستان به ایران بازگردانده شود.

دومین جنگ شاپور با رومیان (از ۲۴۴ تا ۲۷۲ میلادی)

شاپور مانند جنگ اوّل خود از فرات گذشت و نواحی اطراف آن را تصرّف کرد و وقتی نیروهای رومی به نزدیکی اردوهای ساسانی رسیدند آنان را در چنان تنگنایی قرار داد که «والرین» امپراتور روم و بسیاری از سپاهیانش اسیر شدند او از اسیران جنگی برای ساختن پل شوش استفاده کرد. او پس از شکست رومیان شهرهای آسیای صغیر، کاپادوکیه را کاملاٌ فتح ولی از پلمیر شکست خورد و به سال ۲۷۲ میلادی درگذشت.

شاپور دوم (از ۳۱۱ تا ۳۷۹ میلادی)

شاپور چشم به جهان نگشوده پادشاه بود و چون ۱۶ ساله شد زمام کشور را به دست گرفت. برخی از مورّخان به او لقب کبیر را داده‌اند. اگر انوشیروان در این سلسله نبود مسلّماٌ او نقطهٔ اوج قدرت ساسانیان بود. شاپور در ابتدا از قدرت درباریان، که از زمان کودکی او اختیارات بسیاری داشتند کاسته و از مرزهای عرب نشین دفاع کرد. تصرّف بحرین، در زمان او اتّفاق افتاد. ظاهراً شاپور در طی جنگ با اعراب کتف هایشان را سوراخ می‌کرد، از این رو او را «ذوالاکتاف» می خواندند. با مرگ قسطنطین و تیرداد امپراتوران روم و ارمنستان در سال‌های ۳۳۷ و ۳۱۴ میلادی شاپور بر سر ارمنستان با روم جنگید. بدین ترتیب ارمنستان دوباره دست ایران افتاد. پس از این کار او اعراب و بت پرستان ساکن ارمنستان را تحریک به حمله به روم کرد، آن‌ها موقّتاً شکست خوردند. شاپور خود به روم حمله و نصیبین را محاصره کرد ولی از عهده تصرف نصیبین بر نیامد با این حال سپاه روم را در دشت شکست داده بود و در این زمان با ارمنستان پیمان دوستی بست (۳۴۱میلادی). شاپور در سال ۳۴۲ میلادی به بین النهرین حمله و در سنجار کنونی با سپاه کنستانتینوس رو در رو شد. رومیان در این نبرد شکستی سخت خورده و قتل عام شدند. به او در زمانی که پیروزی بر نصیبین را نزدیک می‌دید خبر رسید که کوشانیان کوچک و هیاطله خیون ها بر مرزهای شرقی حمله بردند او مدّت ۷ سال با آنان جنگید تا توانست بر آنان پیروز شود (۳۵۰-۳۵۷). پس از بازگشت از مرزهای شرقی بار دیگر بر ارمنستان تاخت و سرزمین‌های بسیاری را تصرّف کرد؛ امّا سرانجام شکست خورد. او قانونی وضع کرد که دیگر مسیحیت در ایران ممنوع باشد. اگر بعضی خشم‌هایش را نادیده بگیریم او پادشاهی قدرتمند و با اراده بوده‌است. وی در سال ۳۷۹ میلادی در گذشت.

اردشیر دوّم (۳۷۹ تا ۳۸۲ میلادی)

پس از در گذشت شاپور اوّل برادر زن او، اردشیر دوم، به پادشاهی رسید. وی فردی ضعیف النفس، بی اراده و در عین حال بسیار رعیّت پرور، خوش دل، و پاک نیّت بود. بر روی سکّه‌های به جا مانده از او کلمهٔ نیکوکار (گرب کرتار) مشاهده می‌شود. او در دوران حکومت خود مسیحیان سرزمینی که قبلاً بر آن حکومت می‌کرد {آدیابن} را آزار بسیار می‌داد. به نوشتهٔ برخی مورّخان وی برادر بزرگ شاپور کبیر بوده‌است. اردشیر دوّم پس از ۴ سال سلطنت بی فایده به وسیلهٔ بزرگان کشور از مقام خویش خلع گردید.




دسته بندی: ساسانیان،
برچسب ها: ساسانیان، تاریخ ایران،
نوشتارهای درپیوند: ساسانیان و رقیبانشان، امپراتوری ساسانیان ( پیش گفتار )،
تعداد بازدید:
1391/01/16 | نگارنده: آراد | این نوشته را به اشتراک بگذارید

درباره تارنما

به نام ایزد پاك
این تارنما یكی ازهزاران تارنماهایی است كه در راه زنده كردن فرهنگ و تمدن با شكوه ایران و ایرانی گام برمیدارد.فرهنگ و تمدنی كه امروزه دیگر از آن هیچ نام و نشانی باقی نمانده و حتی خود ما هم آنرا به تاریخ سپرده ایم.
امید است که شما دوستان گرامی با بیان دیدگاه های سازنده خود مرا در بهبود هرچه بیشتر این تارنما یاری کنید.

( با سپاس )
از ما پشتیبانی کنید