تبلیغات
سرزمین اهورایی - حمله اعراب به ایران ( بخش 5 )کتابسوزی اعراب در ایران +اسلام آوردن ایرانیان

 
پرسمان
دیدگاه شما نسبت به عملکرد این تارنما چیست؟





جستجوگر تارنما
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
آمار تارنما
تمام نوشتارها : عدد
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل بازدیدها : نفر
آخرین بازدید :

PageRank Checking Icon

نویسندگان ایرانی از جمله محمد معین و عبدالحسین زرین کوب در مورد کتابسوزی در جندی شاپور پس از فتح ایران توسط اعراب سخن رانده‌اند. از جمله منابع مورد اشاره همه این نویسندگان، کتاب مقدمه ابن خلدون است. در کتاب مقدمه که مهم ترین تاریخ اسلامی درباره جهان پیش از دوران مدرن است، درباره کتابسوزی مسلمانان در ایران چنین آمده‌است:

«از آنجایی که سلسله‌های ایرانی قدرتمند بودند و بدون وقفه حکومت کردند، در میان ایرانیان علوم عقلی نقش بزرگ و با اهمیتی ایفا می‌کرد. گفته می‌شود علوم عقلی، زمانی که اسکندر داریوش را کشت و کنترل امپراتوری هخامنشی را به دست گرفت، از ایرانیان به یونانیان رسید. در آن زمان او کتابها و علوم ایرانیان را نگه داشت. با اینحال زمانی که مسلمین ایران را فتح کردند و به تعداد غیر قابل توصیفی کتاب و جزوات علمی رسیدند؛ سعد بن ابی وقاص در نوشته‌ای از عمر بن خطاب درخواست کرد اجازه دهد تا این کتابها به عنوان غنیمت جنگی میان مسلمین تقسیم شود؛ در آن زمان عمر پاسخ داد: آنها را به آب بیانداز؛ اگر آنچه در آنها است رهنمودهای درستی است؛ خداوند برای ما رهنمودهای بهتری فرستاده و اگر نادرست است خداوند ما را از آنها نجات داده‌است. بنابر این مسلمانان کتابها را به آب یا آتش انداختند و دانش ایرانیان از میان رفت و به ما نرسید». »


فرانز رزنتال استاد پیشین زبانهای سامی و زبان عربیدر دانشگاه ییل، اسلام شناسو مترجم کتاب مقدمه، در پانوشت این گفته ابن خلدون می‌نویسد «این روایت دیگری از یک افسانه معروف است که بر طبق آن عمر دستور ویرانی کتابخانه اسکندریه را داد». همینطور برنارد لوئیس در مقاله‌ای ضمن بی اعتبار خواندن کتابسوزی اعراب در اسکندریه با اشاره به تشابه این روایت ابن خلدون با روایتی که در آن نقل شده عمر فرمان به تخریب کتابخانه اسکندریه داده‌است، می‌گوید: «تاریخنگار قرن چهاردهم، ابن خلدون، داستان تقریبا یکسانی را راجع به ویران کردن یک کتابخانه در ایران به دستور خلیفه عمر مطرح کرده که نشان از ویژگی عامیانه آن دارد» .

عبدالحسین زرین کوب در کتاب دو قرن سکوت (۱۳۳۶)، درباره کتابسوزی اعراب در ایران می‌گوید:[۸۳]

«... شک نیست که در هجوم اعراب بسیاری از کتابهاو کتابخانهٔ ایران دستخوش آسیب فنا گشته‌است. این دعوی را از تاریخها می‌توان حجت آورد و قرائن بسیار نیز از خارج آن را تایید می‌کنند. با اینهمه بعضی از اهل تحقیق در این باب تردید دارند. این تردید چه لازم است. برای عرب که جز با کلام خدا هیچ سخن را قدر نمی‌دانست کتابهایی که از آن مجوس بود و البته نزد وی دست کم مایه ضلال بود چه فایده داشت که به حفظ آنها عنایت کند؟ در آیین مسلمانان آن روزگار آشنایی با خط و کتابت بسیار نادر بود و پیداست که چنین قومی تا چه حد می‌توانست به کتاب و کتابخانه علاقه داشته باشد. تمام شواهد نشان می‌دهند که عرب از کتابهایی نظیر آنچه امروز از ادب پهلوی باقی مانده‌است فایده‌ای نمی‌برده‌است. در این صورت جای شک نیست که در آنگونه کتابها به دیده حرمت و تکریم نمی‌دیده‌است. از اینها گذشته، در دوره‌ای که دانش و هنر به تقریب در انحصار موبدان و بزرگان بوده‌است، با از میان رفتن این دو طبقه ناچار دیگر موجبی برای بقای آثار و کتابهای آنها باقی نمی‌گذاشته‌است. مگر نه این بود که در حمله اعراب، موبدان بیش از هر طبقه دیگر مقام و حیثیت خود را از دست دادند و تار ومار و کشته و تباه گردیدند؟ با کشته شدن و پراکنده شدن این طبقه پیدا است که دیگر کتابها و علوم آنها که بدرد اعراب نیز نمی‌خورده موجبی برای بقا نداشت. »

زرینکوب در کتاب کارنامه اسلام (۱۳۴۸) کتابسوزی اعراب در تیسفون را نفی می‌کند:

«روایتی هم که گفته‌اند کتابخانه مدائن را اعراب نابود کردند ظاهرا هیچ اساس ندارد و مآخذ آن تازه‌است »

 

او نهایتا در کتاب روزگاران (منتشره در سال ۱۳۷۳) با باز تأیید این امر که روایت کتابسوزی در تیسفون چندان قدمت ندارد، با اشاره به روحیات هیجانی فاتحان، احتمال رخ دادن این مساله را منتفی نمی‌داند.

در دانشنامه کتابخانه و دانش اطلاعات، جلد سیزدهم، درباره کتابسوزی کتابخانه‌ها در ایران چنین آمده:

«حمله عرب در سال ۶۴۱ فرا رسید. عربها تعصب زیادی به خرج دادند و هر آنچه غیر قرآنی بود ریشه کن کردند. کتابخانه‌های معروف در متصرفاتشان از میان رفت. گفته می‌شود مهاجمان عرب باور داشتند که محتوای یک کتاب یا با قرآن همخوانی دارد اما از آن برتر نمی‌تواند باشد یا از آن بدتر با قرآن مقدس همخوانی ندارد. در هر دو صورت سزاور نابودی است. و نابود شدند. کتابخانه‌های ایرانیان نابود شدند. کتابها در آب ریخته شدند یا آنها را سوزاندند. »

محمدعلی همایون کاتوزیان در مصاحبه‌ای با رادیو فرانسه تحت عنوان «توهم توطئه در ایرانیان»، درباره کتابسوزی اعراب در تیسفون می‌گوید:

«این فقط یک افسانه‌است که بعد از اشغال تیسفون اعراب کتابخانه قصر سلطنتی را آتش زده و بنابر این آثار مکتوب ایران قبل از اسلام از بین رفته‌است. چنین مسئله‌ای اولا حقیقت نداشته و ثانیا حتی در صورت حقیقت داشتن بدیهی است که در امپراطوری بزرگ ساسانی تنها همین یک کتابخانه وجود نداشت که بدین ترتیب همه آثار از بین برود. چنانچه با وجود حمله سهمگین مغول‌ها هیچ کدام از آثار مکتوب از بین نرفته و بدست ما رسیده‌است. در صورتی که حملات مغول‌ها به مراتب شدیدتر از اعراب بوده‌است. »

او با اشاره به کتابها و نویسندگان ایران پیش از اسلام همچون کلیله و دمنه، مانی و مزدک، که به طور مستقیم یا غیر مستقیم آثارشان به دست ما رسیده‌است، معتقد است در ایران پیش از اسلام در علوم عقلی آثار چندانی نوشته نشده‌است. و یا اگر در ادبیات و تاریخ کتابهایی نوشته شده قابل مقایسه با آثار نوشته شده در ایران بعد از اسلام نیست.

 

اسلام آوردن ایرانیان:

 

  • گرایش ایرانیان به اسلام فرایندی پیچیده و تدریجی تاریخی بوده که چندین قرن به طول انجامیده و از ناحیه به ناحیه تفاوت می‌داشته و انگیزه و نیرو محرکه آن مورد به مورد تفاوت داشته‌است. فرایند اسلامی شدن ایرانیان از زمان محمد در عربستان شروع شد (ایرانیان بسیاری در یمن ساکن بودند). در زمان حمله اعراب اولین گروندگان به اسلام، سربازان ایرانی و سران محلی بوده‌اند که بگفته التون دانیل این گرایش تنها اسمی بوده و به منظور حفظ موقعیت و جایگاه در حکومت جدید صورت گرفته‌است.
  • پذیرش اسلام در زمان فتوحات توسط بخش یا تمامی یک شهر آنچنان که در قزوین گزارش شده بسیار نایاب است.
  • اکثر ایرانیان در زمان حمله هیچ آشنایی با زبان عربی نداشتند و نه می‌دانستند که در قرآن چه نوشته شده و محمد دقیقاً چه می‌گوید و اسلام چه آداب و مراسمی دارد. از این رو عمدتاً یا در دفاع از شهر در مقابل اعراب کشته شدند یا پس از فتح شهر کشته شدند و یا به دادن جزیه با حفظ دین خود تن دادند. بگفته التون دانیل اولین تلاش منظم برای ترویج گسترده اسلام در میان ایرانیان در زمان امویان بود. در آن زمان قتیبه بن مسلم در ماوراءالنهر با تخریب مکان‌های مذهبی محلی، ساختمان مساجد و اجبار مردم سعی در گرواندن مردم به اسلام داشت که حرکتی ناموفق بود زیرا پس از خروج ارتش عرب ساکنان شهر از اسلام باز می‌گشتند. البته عموم مورخین معتقد هستند که بصورت کلی استفاده از زور در ترویج اسلام در قرون اولیه اسلامی بسیار کم بوده‌است و مواردی نظیر رفتار قتیبه بن مسلم موارد خاص بوده‌اند. اعراب به ایرانیان تضمین حفاظت و پیروی آزاد از دینشان را می‌دادند. اما موارد پراکنده از استفاده از زور مانند تخریب آتشکده‌ها و به دار آویختن موبدان اتفاق افتاده‌است. بسته به مورد، انگیزه‌های گرایش به اسلام، اقتصای، اجتماعی و همچنین شخصی و روحانی بوده‌است. مسلمانان در مقایسه با زرتشتیان مالیات کمتری می‌پرداختند و این انگیزه‌ای برای گرویدن به اسلام بود. اعراب مهاجرت کرده به ایران در گرویدن ایرانیان به اسلام نقش داشتند. به عنوان مثال جمعیت کوچکی از اعراب که در اطراف قم ساکن شده بودند و در این شهر تبلیغ می‌کردند آن ناحیه را به یک پایگاه شیعه تبدیل کردند.
  • به گفته برنارد لوئیس دلیل افول دین زرتشتی این بود که روحانیت زرتشتی از نزدیک با ساختار قدرت در ایران باستان در ارتباط بوده‌اند. از دست دادن این پایگاه و نداشتن دوستانی در خارج از ایران و همچنین نداشتن مهارت‌های خیلی قوی بقا همانند یهودیان باعث دلسردی و کاهش تعداد آنها شد. زرتشتیان پس از این نقش کمرنگی در احیای فرهنگی و یا سیاسی ایران بازی کردند.
  • به گفته آمورتی، اینکه اعراب دین خود را بر ایرانیان تحمیل نکردند و به آنها آزادی عمل دادند ویژگی دموکراتیکی است، اما این را نباید فراموش کرد که اعراب با دادن مشوق‌های اقتصادی و حقوقی مشخص به نتیجه مورد نظرشان رسیدند.
  • به گفته سید حسین نصر، بوجود آمدن تعداد زیاد محققان ایرانی بزرگ مسلمان نشان از تحول درونی، و نه زور و فشار اجتماعی است، زیرا با فشار نمی‌توان مشارکت خلاقانه و برجسته را انتظار داشت.
  • به گفته التون دنیل، از عوامل مهم دیگر گرویدن ایرانیان به اسلام نقش صوفیان بوده‌است. گزارش‌های زیادی از تحول درونی افراد هنگام برخورد با صوفیان - و متعاقب آن گرویدن آنها به اسلام - وجود دارد.



  • دسته بندی: حمله اعراب به ایران،
    برچسب ها: حمله اعراب به ابران،
    نوشتارهای درپیوند: حمله اعراب به ایران ( بخش 4 ) روابط با مردمان محلی+سامانه مالیاتی اعراب، حمله اعراب به ایران ( بخش 3 ) (دلایل سقوط ساسانیان )، حمله اعراب به ایران ( بخش 2 )شرح وقایع+مقاومت‌های محلّی پس از تسلط اعراب، حمله اعراب به ایران ( بخش 1 ) پیشگفتار،
    تعداد بازدید:
    1391/03/27 | نگارنده: آراد | این نوشته را به اشتراک بگذارید

    دانیال
    1391/11/6 15:41
    دنیا این طور نخواهد ماند و هیچ خونی پایمال نخواهد شد از جمله خونی که آن اعراب وحشی از ما ریختند
    مقداد
    1391/10/17 04:39
    با سلام و خسته نباشید
    با مطلب: آیا اسلام ایرانیان مرهون عمر ابن خطّاب است؟!
    در خدمتم.

    این بخش به طور خلاصه به چند موضوع می پردازد:
    1. حق جویی و حق گرایی ایرانیان از منظر کتاب و سنّت
    2. اخبار پیامبر(صلی الله علیه و اله) از ضعف ایمان اعراب و قوّت ایمان عجم ها
    3. چشم اندازی به فتوحات عمر و سپاهیان او
    4. ردّ ادّعای مدیون بودن اسلام ایرانیان به عمر ابن خطّاب
    5. قضاوت خردمندان با انصاف

    با تشکّر
    وبلاگ حق شناس
    روستازاده
    1391/09/11 19:28
    گروهی چنین وانمود كرده اند كه ایرانیان با آغوشی باز به استقبال اسلام و اعراب رفته اند و تازیان با مهر و محبت نیاكان ما را نوازش كردند . تا تمامی مردم ایران با رضا و رغبت به دین اسلام درآمدند . یعنی نه جنگی دركار بوده . نه خونریزی شده . نه قیامی روی داده و نه شورشی و نه كشتاری انجام گرفته . مگر عده كمی به دست افراد خودسر كشته شده باشند .

    شاید در آن زمان گروهی از حكومت طولانی ساسانی خسته و بیزار شده بودند و آرزوی تغییر و تحول حاكمان و انجام اصلاحات را داشته اند . لاكن كمتر كسی بوده كه بخواهد به دین اسلام بگرود . شواهد و غرائن نشان می دهد . اعراب صرفا درد دین نداشتند . بلكه بیشتر انگیزه مادی داشتند تا معنوی . كه اگر منظور گسترش و ترویج دین می بود . مروج و مبلغ اعزام می كردند تا با زبان منطق مردم را به اسلام دعوت كنند . و مردم با رضایت خاطر به دین بگروند . نه با زبان شمشیر . همانگونه كه مسیحیان می كردند .

    اما چنین نبود . اسناد به جامانده از وقایع و حوادث تاریخ نشان می دهد كه . مسلمانان رفتاری چندان دوستانه نداشتند . بلكه به اقتضای خلق و خوی صحرائی رفتاری رعب آور داشتند و بسیارخشك و خشن رفتار می كردند . چناكه بهنگام ورودشان به تیسفون مردم فریاد می زدند دیوان آمدند . ایرانیان با میل و اراده به استقبال اسلام نرفتند و فتح ایران در زمان خلافت عمر خاتمه نیافت بلكه نبرد تازیان بر علیه ایرانیان سالها ادامه داشت . و این نبرد تا به امروز هم همچنان ادامه دارد .

    مسلمانان حجاز كسب و كار تولیدی و ممر درآمدی نداشتند . سرزمین عربستان آب نداشت كه كشت و زرع كند . تامین خوراك و پوشاك انبوه مسلمانانی كه در مدینه گرد آمده بودند دشوار بود . لذا به غارت و چپاول اموال دیگران دست می زدند . و علنا خواهان باج و خراج و جزیه بودند .

    ایرانیان گام به گام و شهر به شهر در مقابل اعراب ایستادند و جنگیدند . كشتند و كشته بسیار دادند . گاه شكست خوردند و زمانی پیروزشدند . بهمین دلیل تمام سرزمین ایران به یكباره به حاكمیت اعراب در نیآمد . بلكه به تدریج صورت گرفت . اعتراضات چندان تكرار می شد كه خلیفه ناگزیر بود هربار قبیله ای از تبار عربان را به مناطقی ازشهرهای فتح شده كوچ دهد . و مستقر سازد تا اعمال ایرانیان را زیر نظر بگیرند .
    مریم
    1391/08/6 11:48
    کاش بیشتر در مورد حمله اعراب به ایران تحقیق کرده بودی
     
    لبخندناراحتچشمک
    نیشخندبغلسوال
    قلبخجالتزبان
    ماچتعجبعصبانی
    عینکشیطانگریه
    خندهقهقههخداحافظ
    سبزقهرهورا
    دستگلتفکر
    نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

    درباره تارنما

    به نام ایزد پاك
    این تارنما یكی ازهزاران تارنماهایی است كه در راه زنده كردن فرهنگ و تمدن با شكوه ایران و ایرانی گام برمیدارد.فرهنگ و تمدنی كه امروزه دیگر از آن هیچ نام و نشانی باقی نمانده و حتی خود ما هم آنرا به تاریخ سپرده ایم.
    امید است که شما دوستان گرامی با بیان دیدگاه های سازنده خود مرا در بهبود هرچه بیشتر این تارنما یاری کنید.

    ( با سپاس )
    از ما پشتیبانی کنید